خرید بک لینک

میگفت:

وقتی برگرده ، اونایی ک نذاشتن بیاد رو بیشتر از قبل ، لعنت می کنن

+ ب خاطر مشخص تر شدن ِ تفاوت بود و نبودش

+ عیدتون مبارک 

برچسب: نویسنده: یاسین موسوی‌پور تاريخ: چهارشنبه 12 ارديبهشت 1397 ساعت: 23:24

تا بدتری آمد به چشم ، بد لاجرم محبوب شد... + آمّا! قصه نه از اینجا شروع میشه نه به اینجا ختم میشه... اول و آخر قصه میگه که : مَا عِندَكُمْ يَنفَدُ وَمَا عِندَ اللّهِ بَاقٍ وَلَنَجْزِيَنَّ الَّذِينَ صَبَرُواْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ آنچه پيش شماست تمام مى شود و آنچه پيش خداست پايدار است و قطعا كسانى را كه شكيبايى كردند به بهتر از آنچه عمل میکردند پاداش خواهيم داد (۹۶) + خلاصه که القصّه! ذلّت و خواری سلول سلول پیشروی می کنه و مستکبرترین ها رو به خاک مینشونه... + Take Care! ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یاسین موسوی‌پور تاريخ: دوشنبه 4 دی 1396 ساعت: 1:07

مراقب باشید... کنار دیوار های حامل بخوابید ، کنار پنجره نخوابید . حتی الامکان امشب رو برید خونه یکی از فامیل ها که خونه ضد زلزله تری داره... + نکاتی که بایستی در زمان زلزله رعایت کنیم: 1-هوشیار بودن حداقل یک نفر از اعضای خانواده2-روشن نگه داشتن حداقل یک چراغ در منزل3-قفل نکردن درب اتاقها -پنجره ودرب اصلی منزل 4-برداشتن مقداری آب و مواد غذایی5-پوشیدن لباس گرم و حتی الامکان لباسهایی که بتوان در بیرون منزل پوشید و استفاده کنیم.6-مشخص نمودن مسیر خروج و مسدود نکردن راهرو خروجی (جاکفشی)7-برداشتن داروهای مورد استفاده8-شارژکردن گوشی موبایل9-نخوابیدن نزدیک پنجره10-مشخص نمودن محلی امن برای جمع شدن اعضا خانواده بعد از حادثه11- پر نمودن باک اتومبیل بطوری که در مجاورت دیوار و یا زیر سقف پارکینگ قرار نگرفته باشد .12- زیورآلات و اشیا قیمتی را در کیفی کوچک و قابل حمل سریع در نزدیکیتان قرار دهید. + خلاصه حسابی مراقب باشید... + + زلزله از آیات الهیه... همین امشب پست قبلی رو گذاشتم ، فکر کنم به ساعت هم نکشید... + Take Care! ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یاسین موسوی‌پور تاريخ: دوشنبه 4 دی 1396 ساعت: 1:07

تو مجبورشون کن که برگردن خونه ، من خودم می کشمشون!

+ پیام زلزله به آلودگی هوا!

برچسب: نویسنده: یاسین موسوی‌پور تاريخ: دوشنبه 4 دی 1396 ساعت: 1:07

یکی نیس بگه

وقتی اگه حرف بزنی زبونت می سوزه ،

اگه حرف نزنی دلت میسوزه ،

اگه هم حرف بی ربط بزنی جُفتش میسوزه ،

مجبوری حرف بی ربط بزنی ؟!

+ حرف نزن آقا! حرف نزن! جاش قبول کن که بعضی چیزا با حرف درست نمیشه...

+ اینجوری دل ملت رو هم نمی سوزونی... بد دفاع کردن از حمله کردن بدتره...

برچسب: نویسنده: یاسین موسوی‌پور تاريخ: دوشنبه 4 دی 1396 ساعت: 1:07

خداییش عید های ما یا به خاطر بزرگترین اتفاقات تاریخ بشری هستش که عید های مذهبی مونه یا بزرگترین اتفاقات طبیعت که عید های فرهنگیمونه و همشون ارزش جشن گرفتن دارن...

+ یه رسم قدیمی توی وبلاگ های من میگه :

«از امروز خورشید بر میگردد...»

برچسب: نویسنده: یاسین موسوی‌پور تاريخ: دوشنبه 4 دی 1396 ساعت: 1:07

خوب گوش ها تو باز کن! یه روز بهت گفتم که : « مَثَلِ اعتبار آدم ها پیش همدیگه ، مَثَلِ یه دیواره... هر وقت از کسی بدی دیدی به اندازی بدی ای که کرده ازش آجر بردار و هر وقت از کسی خوبی دیدی به اندازه خوبی هاش روش آجر بذار... نه برای کسی بی دلیل کاخ بساز ، نه به خاطر کم ترین بدی ای دیوار رو خراب کن...» وقتی به ازای کوچیک و بزرگ ، کمترین و بیشترین ، چپ و راست ، به حق یا به ناحق اعتبار آدم ها رو زیر و رو می کنی ، کار احمقانه ای انجام دادی. بعلاوه اینکه هر اتفاقی که در روابط آدم ها میفته ، یه « حدّ » مشخصی داره. هر چیزی یه ما به ازای هم اندازه خودش داره. وقتی توی حکم کردن هات ، به همین راحتی سر کمترین ها ، به بیشترین ها حکم می کنی ، از حکومت خلع میشی و حکم هات بی ارزش میشه. + وقتی به خودت تخفیف میدی ، مراقب ارزشت باش! یه وقتی به خودت میای و می بینی که اینقدر به خودت تخفیف دادی که مُفت نمی ارزی! محتاط باش! ریز ریز ، درشت درشت ... به بهای ناچیز... چرا؟ به خاطر لبخند مشتی پست! به خاطر دوری از طعنه های مشتی ابله! + انتظار و توقع ، یه بحث مرامیه همین. برآورده شدن هاش هم رابطه مستقیمی با اون «دیوار اعتبار» آدم ها ، داره. علت برآورده نشدنش رو باید از اونجا ریشه یابی کرد. وظیفه چیز دیگه ایه. آدما رو نمیشه به خاطر توقعات بازخواست کرد. + قصه به اینجا هم ختم نمیشه... ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یاسین موسوی‌پور تاريخ: دوشنبه 4 دی 1396 ساعت: 1:07

هی! آقا پسر! اگه بیننده های تلویزیونت حواسشون نیست که داری چی ب خوردشون میدی ، بعضیا حواسشون هست ... یه موقعی که موقعش زود تر از اونچه که فکر می کنید میرسه ، همه تون از سر تا ته تاوان خیانت هاتون رو پس میدید... + مطمئن باشید خیانت دشمن ها خیلی به بخشش نزدیک تره ، تا خیانت شما ها... + رابطه بین شما و ما ، مثل رابطه بین حزب اللّه و آل سعوده... از اون رابطه هاست که اگه از خیانت هر کسی بگذریم از خیانت شما نمیگذریم... + شاید برای خیلیا قابل درک نباشه یا به چشم نیاد... اما ما میدونیم این تخریب گسترده جایگاه مرد در خانواده ، نشون دادن زندگی های همیشه اشرافی و این زندگی های لاییک و ترکیب جدا نشدنی مذهبی بودن و نکبت چه مقصودی داره... + حرف های نگفته زیاده ... خدا هدایتتون کنه ! چون اگر ب پُست ما بخورید مثل یه خائن به حسابتون رسیدگی میکنیم... ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یاسین موسوی‌پور تاريخ: دوشنبه 4 دی 1396 ساعت: 1:07

آتش است این بانگ نای و نیست باد

هر که این آتش نخواهد

نیست باد...!

برچسب: نویسنده: یاسین موسوی‌پور تاريخ: سه شنبه 28 آذر 1396 ساعت: 23:22

آن کس که تو را شناخت جان را چه کند فرزند و عیال و خانمان را چه کند دیوانه کنی هر دو جهانش بخشی دیوانهٔ تو هر دو جهان را چه کند + مولانا ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یاسین موسوی‌پور تاريخ: سه شنبه 28 آذر 1396 ساعت: 23:22

آب زنید راه را هین که نگار میرسد مژده دهید باغ را بوی بهار میرسد راه دهید یار را آن مه ده چهار را کز رخ نوربخش او نور نثار میرسد چاک شدست آسمان غلغلهایست در جهان عنبر و مشک میدمد سنجق یار میرسد رونق باغ میرسد چشم و چراغ میرسد غم به کناره میرود مه به کنار میرسد تیر روانه میرود سوی نشانه میرود ما چه نشستهایم پس شه ز شکار میرسد باغ سلام میکند سرو قیام میکند سبزه پیاده میرود غنچه سوار میرسد خلوتیان آسمان تا چه شراب میخورند روح خراب و مست شد عقل خمار میرسد *** چون برسی به کوی ما خامشی است خوی ما زان که ز گفت و گوی ما گرد و غبار میرسد . . . ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یاسین موسوی‌پور تاريخ: سه شنبه 28 آذر 1396 ساعت: 23:22

{ زمان : مرحله میانی } بالاخره جلسه تموم شد و با لبخند و احترام به حضار از جلسه خارج میشه. بیرون از سالن اجلاس داره با عزیزانی که برای ملاقات باهاش اومده بودن صحبت می کنه . . . همه چیز خوب پیش میره اما من دلشوره دارم . . . یه چیزی سر جاش نیست! همه چیز مثل همیشه ست . . . اما چشماش آرامش همیشه رو نداره و از صبح هر چی ازش پرسیدم چیزی دستگیرم نشده. همیشه سعی می کنه با صبر و حوصله با ملاقات کننده ها صحبت کنه ، اما این بار نمی خواد طولانی حرف بزنه و از همه نگران کننده تر اینکه چشماش رو مُدام می دزده . . . تمام هفته گذشته در حال تکمیل سفر دوره ایش به کشور های اسلامی بوده و تمام مدت خنده رو؛ البته الآنم صورتش میخنده اما چشماش نه . . . بالاخره من اونقدر همراهیش کردم که بتونم حالشو تشخیص بدم. [صبح روز بعد ] من : « میشه بپرسم صبح به این زودی داریم کجا میریم؟! بالاخره منم باید بدونم! میزبان ناراحت میشه اگه بفهمه بدون هماهنگی غیبمون زده و رفتیم یه شهر دیگه. براشون مسئولیت داره » او : « زیاد طول نمی کشه » مثل اینکه قرار نیست چیزی بهم بگه . . . دیگه نباید اصرار کنم ، درست نیست. [ ماشین می ایستد ] اینجا کجاست؟! روی این تابلوئه نوشته Groblje mučenika. یعنی چی!؟ این سنگهای بلند چیه؟! مممم انگاری قبرستونه. آآآآآآآآااااااااااااااااااا...رهههه چقدر قبر اینجاست!!! تا چشم کار می کنه از اینادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یاسین موسوی‌پور تاريخ: سه شنبه 28 آذر 1396 ساعت: 23:22

{ زمان : مرحله میانی } بهمون خبر دادن که هواپیما بدون مشکل وارد مرز هوایی شده ، اینجا همه از نگرانی در اومدن. فقط چند دقیقه مونده... خیلیا برای استقبال اومدن. خیلی وقت بود که چشم انتظار این پرواز بودیم. اون شبی که توافق کردیم پرواز های مسافربری مجددا برقرار بشه ، اینجا همه سر از پا نمی شناختن. توی این چند سال از وجود خیلی از خانواده ها و همراهان ارزشمندمون محروم شده بودیم ، البته خدا رو شکر هیچ بلایی سرشون نیومده ؛ در واقع جرأت نداشتن که کاری باهاشون داشته باشن! الآنم از ترسشون باهامون توافق کردن که بذارن هواپیما های مسافر بریمون از حریم های هواییشون عبور کنند. شاید ظاهر این دوری سخت بوده باشه... اما برکات زیادی برای ما داشت. ماندگار شدن خانواده ها و نیرو هامون توی کشور های دیگه در واقع به شناسوندن ما به اون کشور ها کمک های زیادی کرد و حقیقت ما رو بهشون نشون داد. تک تکشون سفیری بودن که تفکرات ما رو نشر می دادن. چند نفر از نیرو های برجسته مون که واقعا گل کاشتن! کار رو به جایی رسوندن که توی کشور های خودشون نهضت ایجاد کردن! [صدای زنگ گوشیم] من : «جانم؟ . . . دارن میان فرودگاه؟ . . . کی راه افتادن؟ . . . کارای تیم حفاظت انجام شده؟ . . . باشه ممنون اطلاع دادید. . . آخه به من گفته بودن ممکنه دیر برسن ، من زودتر اومدم . . . باشه ، خدانگهداتون باشه» [چند دقیقه بعد ، ورودی فرادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یاسین موسوی‌پور تاريخ: سه شنبه 28 آذر 1396 ساعت: 23:22

دارم میاماااا هر چند لنگ لنگان ...

هر چند گیج و ویج

هر چند خواب و بیدار

هر چند ...

اما دارم میام! صبر کن!

+ حمد

برچسب: نویسنده: یاسین موسوی‌پور تاريخ: سه شنبه 28 آذر 1396 ساعت: 23:22

ابریشم قیمت نداره...

+

کدوم مه جلوه ی روی تو داره یار

همون ماهی ک از قبله زنه سر نشون از طاق ابروی تو داره یار

برچسب: نویسنده: یاسین موسوی‌پور تاريخ: سه شنبه 28 آذر 1396 ساعت: 23:22

صفحه بندی